تاریخ انتشار  :  10:39 صبح ۱۳۹۶/۱۲/۲۱
تعداد بازدید  :  714
Print
   
سید حسن با یک ‌کلام دست مرا بست...

پدر شهید سید حسن حسینی در شب خاطره «حماسه فاطمیون» عنوان کرد
پدر شهید سید حسن حسینی در شب خاطره حماسه فاطمیون گفت: با اذن مقام معظم رهبری همین بچه‌هایی افغانستانی که غالباً از قشر ضعیف هستند، غده سرطانی منطقه، اسرائیل را نابود می‌کنند.

سید غلامرضا حسینی: پسرم هنوز مدرسه می‌رفت، اما مصمم بود که برای دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) به جبهه برود. ابتدا من مخالف بودم چراکه هنوز سن کمی داشت و باید درس و مدرسه‌اش را ادامه می‌داد.

یک روز گفت بابا شما نماز و روزه اقامه می‌کنید، در ماه محرم روضه برگزار می‌کنید، از اولاد و محبان اهل‌بیت(ع) هستید، پس چرا جلوی مرا برای دفاع از حرم می‌گیرید؟ روز قیامت جواب حضرت زهرا(س) را چه می‌دهید؟

پیشانی‌اش را بوسیدم و خودم تا محل ثبت‌نام او را همراهی کردم. وقتی هم که قرار شد اعزام شود او را تا محل مسجد بدرقه کردم، وقتی از مسجد بیرون می‌آمدم، مرا رها نکرد و مرا بدرقه می‌کرد و حلالیت می‌طلبید.

پنج فرزند خردسال دارم، اما برای نبرد آماده‌ام
حسینی با بغضی در گلو و چشمان اشک‌آلود ادامه داد: سید حسن متولد دوم تیرماه ۱۳۷۵ بود. در آخرین روز فروردین ۹۴ وقتی هنوز ۱۹ سالش تمام نشده بود به شهادت رسید. از مدت حضورش در جبهه چهل روز نگذشته بود که به شهادت رسید. هنوز هم پیکر او به وطن بازنگشته است. امیدوارم خدا این هدیه را از خانواده ما قبول کند. 

از پدر شهید می‌پرسم «به نظرتان حفظ خاطرات رزمندگان چه اهمیتی دارد؟»، در پاسخ گفت: من یک کارگرم، سواد آن‌چنانی ندارم اما همین‌قدر می‌دانم که مسیر شهدای مدافع حرم آن‌قدر اهمیت دارد که خود حاضرم اکنون به جبهه بروم تا راهشان ادامه پیدا کند و به نتیجه برسد. 

 این راه آن‌قدر مقدس است که من با پنج فرزند خردسال حاضرم این راه را ادامه دهم، طبیعی است که خاطرات کسانی که در این راه به مقام شهادت می‌رسند نیز بسیار مهم است و باید برای مردم امروز و فردا حفظ شود.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال


استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی