آشنايي با تاريخچه نگارگري
مكتب تبريز (صفوي)
رضا مهدوي - صفوي‌ها نام خود را از جد بزرگشان، شيخ صفي‌الدين اردبيلي كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري مي‌زيست، گرفته‌اند. اين طايفه به‌تدريج به مذهب تشيع گرايش پيدا كردند و خود از جمله بزرگان اين كيش درآمدند. در زمان شيخ حيدر كه از نوادگان شيخ صفي‌الدين اردبيلي است، صفوي‌ها كلاهي دوازده ترك به نشانه اعتقاد به دوازده امام برسر گذاشتند كه مخروطي شكل بوده ...
تعداد مشاهده : 2207 تجسمی  سه شنبه، 16 بهمن 1386  11:40:28

صفوي‌ها نام خود را از جد بزرگشان، شيخ صفي‌الدين اردبيلي كه در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري مي‌زيست، گرفته‌اند. اين طايفه به‌تدريج به مذهب تشيع گرايش پيدا كردند و خود از جمله بزرگان اين كيش درآمدند. در زمان شيخ حيدر كه از نوادگان شيخ صفي‌الدين اردبيلي است، صفوي‌ها كلاهي دوازده ترك به نشانه اعتقاد به دوازده امام برسر گذاشتند كه مخروطي شكل بوده و حول كلاهي قرمز رنگ مي‌پيچيد، از اين‌روي آنان را «قزلباش» يا «سرخ‌سر» هم مي‌ناميدند. اسماعيل، فرزند شيخ حيدر در اوايل قرن دهم هجري قمري با حمايت مريدان خود توانست به سال 907 هجري قمري در تبريز اعلام پادشاهي كند و تاج برسر نهد. بدين سان دولت صفوي نسج گرفت. وي پس از به قدرت رسيدن، بسياري از هنرمندان را از اطراف و اكناف ايران گرد هم آورد و كتابخانه سلطنتي تبريز را پايه نهاد. دوره فرمان‌فرمايي و سلطنت خانواده صفويه در ايران عصر رفاه، آسايش، فراواني نعمت، ترقي علم و صنعت و پيشرفت هنر به‌‌شمار مي‌آيد. در سال 907 هـ . ق كه شاه اسماعيل با سركوبي شيبانيان توانست هرات پايتخت سابق تيموريان را از چنگال شيبك‌خان اُزبك رها سازد، بسياري از هنرمندان بزرگ كتابخانه هرات، از جمله كمال‌الدين بهزاد را به‌همراه خود به تبريز آورد و مجموعه هنرمندان خويش را غناي دوچندان بخشيد. همين امر سبب تشابه فراوان ميان نگارگري دوران تيموريان با نگارگري اوايل دوره صفويه گرديد. شاه اسماعيل با وجود جنگ‌هاي فراواني كه با مدعيان قدرت به‌خصوص همسايه بزرگ و نيرومند آن زمان يعني عثماني داشت، حمايت از هنرمندان را از نظر مادي و معنوي سرلوحه كار خود قرار داده بود و بدين‌سان سفارش شاهنامه طهماسبي را به‌نام وليعهدش طهماسب‌ ميرزاي جوان، به كتابخانه سلطنتي داد كه در آفرينش اين مجموعه نفيس هنري، قريب 12 هنرمند بزرگ با يكديگر همكاري نمودند و يكي از بزرگ‌ترين مفاخر فرهنگ و هنر ايران را پديد آوردند. ولي پس از شاه اسماعيل، ايران داراي يك دوره ثبات و آرامش شده بود كه باعث مي‌شد شاه جوان (شاه طهماسب) بهتر بتواند به امور فرهنگي و هنري مملكت خود بپردازد. او كه اشتياق فراواني به فراگيري هنر نگارگري داشت خود به‌خدمت سلطان محمد تبريزي، هنرمند شهير آن دوران درآمد و فنون نگارگري را به نيكي آموخت چنان‌كه گفته مي‌شود برخي از آثار شاهنامه‌اش را خود قلم زده است. به گفته دكتر زكي محمدحسن مصري در نقاشي‌هاي اين دوران، شكوه و جلال اين عصر هويدا و آشكار است و بيشتر موضوعاتي كه براي كشيدن تصاوير و طرح صور نقاشي گرفته شده، وضعيت زندگاني درباريان و طرز رفتار طبقه اشرافي و ترسيم كاخ‌هاي زيبا و باغ‌هاي دلگشا بوده است.

به نقل از اسكندربيك منشي، اعلي‌حضرت در ابتداي جواني علاقه بسيار به اين هنر داشت، اما در اواخر عمر به هنرمندان توجه كمتري مبذول داشت و آنان را اجازه كار در منزل داد. گفته مي‌شود اين امر ناشي از گرايشات جديد و مرتجعانه مذهبي وي در اوخر عمر بوده است. بدين ترتيب نگارگران به‌دنبال حامي جديد به خطه خراسان و شهر مشهد مقدس مهاجرت كردند و در آن‌جا مورد استقبال شاهزاده صفوي «ابراهيم‌ميرزا» قرار گرفتند. او به نيكي هنرمندان را نواخت و آنان را به تصويرسازي نسخه‌اي از هفت اورنگ جامي گماشت كه گويا 20 سال به طول انجاميده است. اما پس از شاه طهاسب، شاه اسماعيل دوم كه به سلطنت رسيد، شروع به از بين بردن كساني نمود كه تصور مي‌كرد ممكن است مدعياني بر حكومت وي به‌شمار آيند و از جمله آنان، ابراهيم ميرزا حاكم مشهد بود كه ابتدا او را به سبزوار تبعيد كرد و سپس به دار آويخت. اما جالب توجه اين است كه ابراهيم ميرزاي هنرپرور كه روانش شاد باد، در دوران تبعيد نيز دست حمايت از سر هنرمندان برنداشت و آن‌ها را با خود به سبزوار برد و در آن‌جا آن‌ها كار خود را ادامه دادند و مكتب كوچك ولي غني سبزوار را پس از مشهد از خود بر جاي گذاشتند. از مشخصات بارز اين نسخه هفت‌ اورنگ جامي، پرداختن به مناظر طبيعي و كشيدن چادرهاي منقوش در دامان طبيعت بوده است كه ظاهراً مهم از نحوه برگزاري جلسات سلطان ابراهيم ميرزا در طبيعت بوده است.

شاه اسماعيل دو سال قبل از مرگ خود، بهزاد را به رياست كتابخانه سلطنتي گماشته بود كه رياست او را در دوران شاه طهماسب هم ادامه داشت، اما پس از وفات مولانا كمال‌الدين بهزاد، سلطان محمد، يار ديرين وي به جانشيني او گماشته شد كه خود از زمره‌ي  بزرگ‌ترين نگارگران ايران به‌شمار مي‌آيد. او علي‌رغم به تصوير كشيدن مجالس بزم شاهي و تصاوير در باري، آگاهي خود را از مسائل زمانه به زيبا‌ترين وجهي در نقوش پنهان در دل سنگ‌ها و صخره‌هاي كوهستان‌ها به نمايش مي‌گذارد كه مي‌توان از اين ميان به تابلوي بارگاه كيومرث اشاره كرد كه با وجود پيچيدگي‌هاي فني بسيار در تركيب‌بندي طرح و رنگ استادانه وي، چهره‌هاي بسياري را نالان از غم زمانه در ميانه سنگ‌ها و صخره‌ها جست. او را كه برخي حتي از نظر مقام هنري برتر از بهزاد مي‌دانند، شايسته مطالعات فراوان‌تر درباره آثارش مي‌شمرند. يكي ديگر از برجسته‌ترين نگاره‌هاي او همانا نگاره «معراج حضرت پيامبر(ص)» است كه در آن لطافت و قدرت قلم به اوج رسيده و تركيب‌بندي حلزوني آن، انسان را در كهكشان‌ها سير مي‌دهد جايي كه پيامبر گرامي اسلام فقط بدان راه يافته است. يكي ديگر از آثار خجسته وي، تصويرسازي خمسه نظامي به مدت چهار سال به همراه شاگردان بهزاد بوده است.

او را پس مرگ در كنار بهزاد، در باغ شيخ كمال خجندي در تبريز به خاك سپردند، روحش قرين رحمت الهي باد.



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 

استان خراسان رضوی | نقشه سايت
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی